تبليغاتX
جن خوانی از روی نت -
۱- پکن تمام شد و عاقبت تکلیف پر افتخار ترین ورزشکار المپیکی ایران نیز مشخص شد. رضا زاده قربانی سیستم شد و البته ساعی با دو مدال طلا و یک برنز بالاتر از تختی با یک طلا و دو نقره قرار گرفت. جناب خیابانی در حد و اندازه های یک ماست مال حرفه ای ظاهر شد و پیشنهاد جدا شدن مدیریت ورزش مملکت از دولت جناب ماست مال را به من من انداخته بود. حالا ساعی در شورای شهر حرفی برای گفتن دارد. این هم از عجایب دیگر این مملکت است :اصلاح طلب المپیکی در شورای شهر.

دنیای اقتصاد امروز مقاله ی تحلیلی ای دارد در خصوص توزیع مدال های المپیکی که در نوع خود جالب است.

۲- مرگ حق است. مرگ بر حق است. مرگ بر مرگ حق است. حق خود مرگ است. بزرگ خاندان من مرد. مرگی آرام بعد از چندین سال زجر. ته چشم ها همه ریخته بود وسط غم . شیراز که همیشه رو بازی می کند با من. شیراز که می روم همیشه یک چیزی برای رو شدن دارد برای من.

۳- " در فرصت میان ستاره ها / شلنگ انداز / رقصی می کنم دیوانه / به تماشای من بیا " عروسی دوستی ست که از سال های ۷۸ دست به دست همه ی شعرهای مرا گشته است. ما با هم ورق خوردیم. همه رقم از ۷۸ تا ۸۷ با هم ورق خوردیم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 22:46  توسط سعید ملک   |