نه این که صدا و سیما توی بوقش کرده است ولی یک جورایی برای سینمای ایران غنیمت بود . داشت که
سوررئالی در سینمایش راه می رفت که تازه بود و چون عاصی بود و تند سینمایش درگیر مناسبات
ممنوع اجتماعی می شد . در همین م مثل مادر یا می مثل مادر یا می می مثل مادر می توان
جست : یک فاحشه که فرشته می شود ... دست کم در سینمای او فریاد بود و عصیان : هنوز در نظرم
آغازین لحظه های قارچ سمی سینمایی ترین لحظه هایی ست که درسینمای ایران دیده ام .
فقط به خاطر اینکه یک روز از خاطره هایم را مدیون او هستم همین
سیگار که می کشید نمی کشید می خورد و راستی نخ هایم بالا زد دوباره فقط موتور ترک داره نه ...
سفيد براي تو از همين حالا
چند شب پيش شبكه ي فرانسوي ARTE يك مستند از سنگسار زنان در ايران نشان مي داد و
همزمان با آن در شبكه ي VOA ، مصاحبه اي با عليزاده ي تار زن در مورد نو آوري در
موسيقي سنتي ايراني در حال پخش بود ، همه اين ها در حالي بود كه در شبكه هاي داخلي
جمهوري اسلامي ايران ، اعترافات ملوانان انگليسي در بوق بود و رضا قرايي و فرزاد موسي خاني
همچنان ليفت قدرتي مي زدند و رضا عطاران به شكل بي نظيري جل تر مي شد .
از رسانه و جادوي واگيردارش كه بگذري به يك نام مي رسي كه با بيست و هفت سال سن در
حال مدير عامل شدن پارس خودرو ست و بعد آقاي ده نمكي شور بزند بالا كه با حضور من در
سينما مشكل دارند و اخراجي ها به فروختن بيافتد و سيروس شاملو هم چنان در وبلاگش به ماله كشان ادبيات فارسي فحش بدهد و اين وسط فقط يك بخت نيك كم بود كه آزادي را بلرزاند و اصلن كدام استقلال كدام پيروزي همين امروز 6 عدد سيب را خريدم 2500 تومن و اين كه دست دست عباسي ...
دوچهره گي و نقاب در عقيده و شكل زندگي و كار از عوارض واگير اين نه سال اخير بوده است .
حتا براي يك شاعر : نفاق در انتخاب واژه ها ... براي همين هميشه زار زده ام شعر به دقيقه ي اكنون يعني تكثر در همه چيز : فرم ، زبان ، واژه ، روايت و هر چه مي تواني اضافه كن ، سفيد براي تو از همين حالا
و راستي كاري بزرگ را آغاز كرده ام نخ نما براي اين همه سفيد امسال :
پس پريروز : يك نخ
پريروز : يك نخ
ديروز : دو نخ
امروز : تا حالا يك نخ