تبليغاتX
جن خوانی از روی نت
سیاست :

به پاس داشت بازید احمدی نژاد از صدا و سیمای دولت دست به پست شدم ...

اما که کی بازدید ی از صدا و سیمای ملت را ترتیب دهد احمدی نژاد ...

ورزش :

وقتی برزیل سه بر یک از فرانسه می بازد یعنی که ما خوب باختیم از ایتالیا سه بر یک

اقتصاد :

۱۴ درصد سود روزانه یعنی به قراری یک میلیون تومان یازده هزار تومان

ادبیات :

نورون های بیش فعال مولف در دسترس نیست لطفن پیغام بگذارید

سینما :

چرا پستچی همیشه دوبار زنگ می زند ... حتا با این عنوان وسوسه کننده وقت نشده این فیلم جک نیکلسون را ببینم ... آن وقت دعوت می کنم شما را به تقاطع و میم مثل مادر

کار :

چیپ های رادیویی و سلول های روبوتیک ... هیج وقت یک بیزنس من نشدم

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 18:25  توسط سعید ملک   | 

گیج های بلندی از سرش کشیده است

که تا فرق آسمان می کوبد

یکریز دانه های درشت اش تگرگ

قرمبه قرمبه آسمان از سرش کوتاه می آید

نخ های سرت ریخته پخش

چرخ می شوی یکپارچه درگاهی از آسمان هیشه تعطیل است       

دست های کوتاه تو تازه باز گشته است

بلند از گیج های خودت نمی شوی نمی شنوی ؟

برای افتتاح خودت بریده ای

کلنگ نزدی 

و جعیتی غایب را به شام سرت دعوت می کنی هر تگرگ 

دستهای حرامی این گونه قیف مذکور را سر و پا کرده اند

نمی شنوید ؟

 

به باوری که در شعر رسیده ام ، استفاده از زبان خامی ست که هیچ قاعده ای را نمی تابد جز ضوابط ذهنی مولف در همان آن ... آنی که یک نورون در شبکه ی عصبی مولف تحریک شده و جسته و گریخته واژگانی را انتخاب می کند از کجایش نمی دانم . همان واژه های جنینی نخست که جنی شده اند و این جنیت هم در فاصله ی اعصاب حسی ( ذهن ) تا اعصاب حرکتی ( دست ) مولف عارض می شود ... خوشا جنیتی که جنینی تر باشد چه که معادلاتی اگر قرار است برقرار شود روی سفید کاغذ به معادلات ذهنی نخست مانوس تر است .

این تبدیل از فضای معادلات ذهنی به فضای معادلات زبانی هر چه بیشتر ، کمتر باشد ، متن ، شعر تر خواهد بود . در معادلات محض فیزیکی به مانند تبدیل از فضای زمانی به فضای لاپلاسی ست
( خدایش بیامرزد لاپلاس ) شعر های این جن خانه را همیشه لاپلاس معکوس بگیرید .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 20:55  توسط سعید ملک   | 

یکی میشه راجر فدرر یکی سهراب شهید ثالث یکی هوشنگ بهارلو یکی بن بست

تلویزیون را نمی شود از امروز کم کرد

یک جن خانه با ژتون های مفت

با کله بری تو و سر از جنوب در بیاوری

روی ابریشم چین نبض صداتو میشه دوخت

دو تا چیزو خیلی دوست داری : سرویس بزنه راجر فدرر

یا نوک اوت بشه جو فریزر

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1385ساعت 19:31  توسط سعید ملک   | 

زیر دنیا را می کشم پایین

تا جز غاله ای باقی بنماند آدم ها را

زیپ آسمان را می کشم بالا

تا برکت از دهان ها بیافتد

و اجرای تعلیق را در بالهای بی دست و پام به تجربه اش بیارزم  

+ نوشته شده در  شنبه 6 آبان1385ساعت 20:53  توسط سعید ملک   | 

چشم افتاده توی آتش و زل زل دود می شود

اشکدان خشک اش گرتر می گیرد

گر خوانده زبانه های بلند آتش را

چشم در چشم زبانه دود می کشد

( زل زل گر می کشد ... زبانه از هم بلند می خواند ... سنگ دل کرده زیر آتش و رگ رگ افتاده در جانش ... به زبان چشم می گویاند ... جان اش افتاده به گر گر و آتش زیر سنگ می زند دل ... )

چشمدان اش آتش است و اشکدانش دریا

تر گری که بگیرد زبانه دوچار زل می شوم

دود می دهم چشمانم را

دودمان چشمانم را

+ نوشته شده در  جمعه 5 آبان1385ساعت 10:51  توسط سعید ملک   | 

وقتی کرکره های مملکت را چار روز پایین بکشند و رییس محبوب جمهور از روی معده گنجایش مملکت را ۱۲۰ میلیون آدم از روی چرتکه اش بفرماید ... جن خوانی های من یکی که عود می کند و خوش به روزگاری که یک جا برای این نت ها فراهم است ... بر که گشته ام و حسابی پر از جنی شده ام که می تواند یک کله تا خود محشر بزند به تن آدم ... این بلاگ را راه می اندازم و امیدوارم که معده ی آقای رییس جمهور هم همیشه خوب کار کند ... یک جای دیگر من هم می سوزد به خاطر دوستانی که چند صباحی جسته بودم و حال گم اند ... یک نفر زمین از روی من بلند شده و این دفتر نت را ورق ورق می زند ...  تمام جن خوانی های این بلاگ از روی نت های ست که یا می نویسم و یا نوشتن اش را فراهم تر می کنند ... یک پیانوی مشکی پوشیده ام و تمام نت ها ی زمین را برم ... دستی که ورق بزند این دفتر نت را از کجا در خواهد آمد خواهید دید ... فعلن قرار بعدی ما ...  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 آبان1385ساعت 15:2  توسط سعید ملک   |